به نام خدا
روزی حضرت موسی برای دعوت کردن فرعون به یکتاپرستی به قصر او رفت. فرعون حرف اول را نپذیرفت حضرت موسی به او گفت :(( اگر برای تو نشانه ای بیاورم حرف های مرا می پذیری؟)) فرعون گفت بله حضرت موسی عصایش رابه زمین انداخت و عصا تبدیل به مار بزرگی شد.
2- حضرت موسی با قوم بنی اسرائیل می خواستند شبانه از مصر بروند وقتی فرعون این موضوع را فهمید به افرادش دستور داد تا بروند و همه ی آن ها را بکشیند حضرت موسی و یارانش به دریا رسیدن در آنجا خدا به حضرت موسی فرمان داد تا با عصایش دریا را بشکافد. حضرت موسی عصای خود را مقابل دریا گرفت و به خواست خدا راهی در دریا باز شد وآنها از آن عبور کردند.
نظرات کاربران