شعر باران

باران

می زند آهسته باران

تق و تق بر روی شیشه

می نشیند روی خانه

باز هم مثل همیشه

من کنار شیشه هستم

میزند باران صدایم

می نشیند توی ایوان

شعر می خواند برایم

شعر هایش خوب و زیبا

مثل لالایی مادر

می نویسم شعر او را

با مدادم توی دفتر

شاعر: محمد حسن حسینی

به انشای دوست خود چه امتیازی میدهید؟

میانگین امتیاز نوشته : 0 امتیاز ( طبق نظر 0 کاربر )

برای این نوشته برچسبی وجود ندارد !

نظرات کاربران

دیدگاهی بنویسید

با صدای نویسنده بشنوید!

زمان تقریبی مطالعه : < 1 دقیقه

00:00
00:00