مقدمه: در تعطیلات عید فطر با خانواده و پدر بزرگ و مادر بزرگ و خاله ام به پل خواجو رفتیم که خیلی به ما خوش گذشت امّا …
متن اصلی: ما در روز چهار شنبه ۲۳ فروردین ماه با پدر بزرگ ومادر بزرگ و خاله ام قرار گذاشتیم که به پارک برویم و ما بچّه ها گفتیم :برویم پارکی که اسب بازی هم داشته باشد . بالاخره بانظر بزرگترها به پارکی که نزدیک پل خواجو رفتیم . ما به پدر مادرم کمک کردیم تا وسایل را ببرند ، اول حصیر را پهن کردیم ، بعد از آن سفره انداختیم وناهار خوردیم. سپس من و برادرم و پسر خاله ام به سمت وسایل بازی رفتیم ، اول سوار چرخ فلک شدیم . بعد از آن با وسایل دیگر بازی های مختلفی کردیم ، و خوراکی های خوشمزه ای خوردیم . بعد به همراه مادر بزرگ و مادرم از مسیر رودخانه که بی آب بود به طرف پل خواجو رفتیم امّا همه ی ما می گفتیم: ای کاش همیشه آب زاینده رود جاری بود . و این طور خشک وبی روح نبود . تا به پل خواجو رسیدیم عدّه زیادی در آنجا ایستاده بودن ، تا به جلو رفتیم دیدیم ، ورزش های زور خانه ای و باستانی اجرا می شود ما هم چند دقیقه ای آن ها را تماشا کردیم
نتیجه:هر چند اصفهان زیبا و دیدنی است امّا اصفهان با جاری بودن آب در رود خانه ی زاینده رود ، دیدنی تر و باصفاتر است وای کاش مسئولین در این باره ، چاره ای بیندیشند
آفرین عالی دمت گرم 😍👌
سلام بنایان من بتو ۵ ستاره می دهم